از حیف نون می پرسن چرا حموم نمی ری؟ میگه: به جاش قرص چرک خشک کن می خورم
فرستنده جوک:
ارسلان
سه نفر پلیس مخفی میشن. الان نیروی انتظامی 4 ساله
دنبالشون می گرده بهشون حقوق بده!
فرزین
از سیاه پوسته می پرسن بدنت رو با چی می شوری؟ می گه با مشکین تاژ!
حیف نون زنش می میره، می ره با خواهر زنش ازدواج می کنه. ازش می پرسن چرا این کار رو کردی؟ می گه برای صرفه جویی در مادرزن!
فرستنده جوک: حسام
حیف نون ميره خونش مي بينه بوي گاز مياد. به زن و بچه اش ميگه کسي لامپ رو روشن نکنه من فندک دارم!
به
اصفهانيه ميگن: براي چي موقع حرف زدنت اينقدر اس اس مي كني؟
ميگه: اينا همش شايعس! كي گفتس؟ غلط كردس. اينا همش حرف مفتس!
زنه از شوهرش مي پرسه از چيه من بيشتر خوشت مي آد؟ از صورت زيبا و يا هيکل متناسبم؟ مرده يه نگاهي به سر تا پاي زنش مي ندازه و ميگه از اعتماد به نفست!!!
پدر به پسرش گفت: «راستي صبح چه مي خواستي به من بگويي؟»
پسر با شرمندگي: «نمي خواهم شما را بترسانم، ولي دیروز معلم رياضي مان گفت كه از اين به بد هر كسي مسأله رياضي را غلط حل كند، تنبيه مي شود»
حیف نون میره پیش دکتر و می گه: آقای دکتر به دادم برس! از صبح تا حالا کمرم راست نمی شه! دکتر با تعجب به سر تا پای حیف نون نگاه می کنه و می گه: علتش معلوم است! دکمه یقه پیراهنت را به دکمه شلوارت وصل کردی!
فرستنده جوک: رضا
معلم: وقتي مي گوييم «دانش آموزان كلاس تكليف هاي خود را با ميل انجام مي دهند.» «ميل» در اين جمله چه نوع كلمه اي است؟ دانش آموز:« اجازه! حرف اضافه.»